پاسخ قاطع به تطمیع شاهانه ...؟!

«دکتر سیدحســن امامی» در دوره طاغوت ، پس از بازگشــت نواب صفوی از مصر به ملاقات ایشــان رفت و گفت: «اعلی حضرت برای تجلیل از مقام فضل و کمال آقای نواب صفوی، نیابت تولیت آستان قدس رضوی را به ایشــان تفویض می کنند و اختیار می دهند که آقای نواب صفوی درآمد آنجا را با نظر خود به مصارف شرعیه برسانند و از حمایت کامل اعلی حضرت برخوردار باشند، مشروط بر اینکه، در کار سیاست مملکت هیچ مداخله ای نداشته باشند.»! در این هنگام چهره شــهید نواب از خشم سرخ شد و با ناراحتی و عصبانیت  به این ً به ایشــان گفت: «پسر عمو! اینکه به شما می گویم، مکلف هستید که عینا سگ پهلوی برسانید، به او بگویید که تو می خواهی مرا با دادن پست و مقام و پول فریب بدهی و خودت آزادانه، هر کاری که می خواهی با دین خدا و مملکت اسلام، انجام دهی، این محال است. من یا تو را می کشم و به جهنم می فرستمت و خود به بهشت می روم و یا تو مرا می کشی و با این جنایتت باز هم به جهنم رفته و من در بهشت در آغوش اجدادم جای می گیرم. ولی در هر حال تا من زنده  هستم امکان ندارد ساکت باشم و بگذارم تو هر کاری که می خواهی انجام دهی.» دکتر سیدحسن امام پس از مذاکره با نواب ناامید به نزد شاه بازگشت.

/ 0 نظر / 19 بازدید